interrogatively

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·ter·rog·a·tive·ly/ˌɪntəˈrɒɡətɪvli/
inter-between / amongrogask-ativerelating to-lyin a specific manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): interrogativeposition (جایگاه): end

قید — پرسشگرانه

پرسشگرانهسؤال‌آمیز

به گونه‌ای که سؤال مطرح کند؛ با بیان سؤال یا پرسش.

In a way that asks a question; expressing a question or inquiry.

«او ابرویش را پرسشگرانه بالا انداخت.»

He raised an eyebrow interrogatively.

«او سؤال‌آمیز صحبت کرد، به امید جزئیات بیشتر.»

She spoke interrogatively, hoping for more details.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000