در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به یا واقع شده در ناحیه بین دو استخوان کتف.
Relating to or located between the shoulder blades (scapulae).
«او بعد از یک روز طولانی در اداره، در ناحیه بین کتفی احساس درد کرد.»
“He felt pain in the interscapular region after a long day at the office.”
«پزشک ناحیه بین کتفی را برای هرگونه ناهنجاری معاینه کرد.»
“The doctor examined the interscapular area for any abnormalities.”
ناحیه واقع شده بین دو استخوان کتف.
The area between the shoulder blades.
«او در ناحیه بین کتفی خود ماساژ دریافت کرد.»
“She received a massage on her interscapular.”
«درد در ناحیه بین کتفی گاهی اوقات میتواند نشاندهنده درد ارجاعی از مناطق دیگر باشد.»
“Pain in the interscapular can sometimes indicate referred pain from other areas.”