intrepidly

/ɪnˈtrɛpɪdli/
intrepidfearless, brave-lyin the manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): intrepidposition (جایگاه): end

قید — بی‌باکانه

بی‌باکانهشجاعانه

به شکلی بی‌باک و شجاعانه انجام دادن.

In a fearless and brave manner.

«او با شجاعت از کوه صعب‌العبور بالا رفت.»

She intrepidly climbed the steep mountain.

«آنها با شجاعت شبانه به جنگل تاریک کاوش کردند.»

They intrepidly explored the dark forest at night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boldlyباهوشانه

رایج. معنی مشابه دارد؛ جسارت معمولاً به اعتماد به نفس و شجاعت اشاره دارد و می‌تواند در بسیاری از شرایط جایگزین intrepidly شود، مانند «او با جسارت با خطر روبه‌رو شد.»

Common. Similar meaning; boldness implies confidence and courage, can replace intrepidly in many contexts like 'She boldly faced danger.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000