در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی بیباک و شجاعانه انجام دادن.
In a fearless and brave manner.
«او با شجاعت از کوه صعبالعبور بالا رفت.»
“She intrepidly climbed the steep mountain.”
«آنها با شجاعت شبانه به جنگل تاریک کاوش کردند.»
“They intrepidly explored the dark forest at night.”
رایج. معنی مشابه دارد؛ جسارت معمولاً به اعتماد به نفس و شجاعت اشاره دارد و میتواند در بسیاری از شرایط جایگزین intrepidly شود، مانند «او با جسارت با خطر روبهرو شد.»
Common. Similar meaning; boldness implies confidence and courage, can replace intrepidly in many contexts like 'She boldly faced danger.'