invalided

in·val·id·ed/ɪnˈvælɪdɪd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): invalidedpast participle (مفعولی): invalided-ing (حال): invaliding3rd (سوم): invalids

فعل — ترخیص از خدمت

ترخیص از خدمتمرخص شدن بخاطر بیماری

بدلیل آسیب یا بیماری از خدمت نظامی مرخص شدن؛ به سبب ناتوانی از انجام وظیفه مرخص شدن.

Sent away from military service due to injury or illness; discharged because unfit for duty.

«او پس از زخمی شدن در جنگ، مرخص شد.»

He was invalided after being wounded in the war.

«بسیاری از سربازان به دلیل جراحات شدید مرخص می‌شوند.»

Many soldiers are invalided due to severe injuries.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000