invisibly

in·vis·i·bly/ɪnˈvɪz.ə.bli/
in-notvisibleable to be seen-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): invisibleposition (جایگاه): end

قید — به طور نامرئی

به طور نامرئیبه طور غیرقابل دیدن

به گونه‌ای که قابل دیدن نیست.

In a way that cannot be seen.

«جاسوس به طور نامرئی در میان جمع حرکت کرد.»

The spy moved invisibly through the crowd.

«تغییرات به طور غیرقابل دیدن در طول زمان رخ داد.»

Changes happened invisibly over time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unseenنادیده

متداول. تاکید بر دیده یا حس نشدن.

Common. Emphasizes not being noticed or seen.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000