adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): invisibleposition (جایگاه): end
قید — به طور نامرئی
به طور نامرئیبه طور غیرقابل دیدن
به گونهای که قابل دیدن نیست.
In a way that cannot be seen.
«جاسوس به طور نامرئی در میان جمع حرکت کرد.»
“The spy moved invisibly through the crowd.”
«تغییرات به طور غیرقابل دیدن در طول زمان رخ داد.»
“Changes happened invisibly over time.”