در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزی که دیده یا متوجه نشده باشد؛ ناپیدا یا غایب از نظر.
Not seen or noticed; invisible or unnoticed.
«این اشتباه ماهها دیده نشد.»
“The mistake went unseen for many months.”
«نیروهای پنهان زندگی روزمره ما را تحت تأثیر قرار میدهند.»
“Unseen forces affect our daily lives.”
رایج است. وقتی چیزی قابل دیدن نیست قابل تعویض با unseen است، ولی unseen میتواند به معنی دیده نشدن یا موردتوجه قرار نگرفتن هم باشد.
Common. Interchangeable when referring to something that cannot be seen, but 'unseen' can also imply unnoticed rather than strictly invisible.
رایج است. معمولا وقتی چیزی عمداً مخفی شده است جایگزین unseen میشود، هرچند unseen فقط ممکن است به معنی دیده نشدن بدون قصد باشد.
Common. Can often replace 'unseen' when something is deliberately concealed, though 'unseen' can also mean simply not noticed without intent.