در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
آرزو کردن برای پاک کردن چیزی که دیده شده از حافظه؛ تلاش برای فراموش کردن تجربه بصری.
To wish to erase from memory something seen; to try to forget a visual experience.
«ای کاش میتوانستم آن صحنه ترسناک فیلم را نبینم.»
“I wish I could unsee that scary movie scene.”
«برخی تصاویر سخت میتوان فراموششان کرد.»
روزمره. مفهوم مشابه اما 'unsee' مخصوص خاطرات بصری است.
Everyday. Similar concept, but 'unsee' specifically relates to visual memories.