verb (فعل)commonpast (گذشته): invoicedpast participle (مفعولی): invoiced-ing (حال): invoicing3rd (سوم): invoices
فعل — فاکتور دادن
فاکتور دادنصورتحساب فرستادن
برای کالاها یا خدمات رسانده شده فاکتور ارسال کرد (گذشته فعل invoice).
Sent a bill or invoice to someone for goods or services provided (past tense of invoice).
«هفته گذشته به مشتری فاکتور دادیم.»
“We invoiced the client last week.”
«همه سفارشها فاکتور شدهاند.»
“All orders have been invoiced.”
تفاوت با واژههای مشابه
billed— صورتحساب دادن
مترادف رایج برای invoiced، به خصوص در زمینههای تجاری.
Common synonym for invoiced, especially in business contexts.