در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به نحوی که قابل انکار یا رد نیست
In a way that cannot be denied or disproven
«او به طور غیرقابل انکار گناهکار شناخته شد.»
“He was irrefutably proven guilty.”
«شواهد به طور بیچون و چرا بیگناهی او را نشان میدهد.»
“The evidence irrefutably shows his innocence.”
معمولی. برای تأکید بر واقعیتی که نمیتوان آن را انکار کرد به کار میرود.
Common. Used to emphasize a fact that cannot be denied or disproved.