irresistibly

ir·re·sis·ti·bly/ˌɪr.ɪˈzɪs.tɪ.bli/
ir-notresistto withstand or oppose-ibleable to-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): irresistibleposition (جایگاه): end

قید — به‌شکلی غیرقابل مقاومت

به‌شکلی غیرقابل مقاومتبه‌طور وسوسه‌انگیز

به گونه‌ای که نمی‌توان در برابر آن مقاومت کرد یا مخالفت نمود.

In a way that is impossible to resist or oppose.

«او به طور غیرقابل مقاومت لبخند زد و همه را جذب کرد.»

She smiled irresistibly and won everyone over.

«کیک شکلاتی به شکل وسوسه‌انگیزی خوشمزه به نظر می‌رسید.»

The chocolate cake looked irresistibly delicious.

تفاوت با واژه‌های مشابه
compulsivelyبه‌طور اجباری

غیررسمی. نزدیک است ولی معمولاً به اجبار روانی اشاره دارد نه جاذبه ساده.

Informal. Close but often implies psychological compulsion rather than simple attraction.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000