در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به گونهای که نمیتوان در برابر آن مقاومت کرد یا مخالفت نمود.
In a way that is impossible to resist or oppose.
«او به طور غیرقابل مقاومت لبخند زد و همه را جذب کرد.»
“She smiled irresistibly and won everyone over.”
«کیک شکلاتی به شکل وسوسهانگیزی خوشمزه به نظر میرسید.»
“The chocolate cake looked irresistibly delicious.”
غیررسمی. نزدیک است ولی معمولاً به اجبار روانی اشاره دارد نه جاذبه ساده.
Informal. Close but often implies psychological compulsion rather than simple attraction.