jackknife

jack·knife/ˈdʒæknaɪf/
jacka male name, also a common English wordknifea cutting tool
1noun (اسم)commonplural (جمع): jackknives

اسم — چاقوی تاشو

چاقوی تاشوکارد تاشو

چاقوی تاشوی با تیغه که درون دسته جمع می‌شود.

A folding knife with a blade that folds into the handle.

«او یک چاقوی تاشو در جیبش داشت.»

He carried a jackknife in his pocket.

«تیغه چاقوی تاشو تیز و قابل‌اعتماد بود.»

The jackknife blade was sharp and reliable.

2noun (اسم)commonplural (جمع): jackknives

اسم — تصادف جک‌نایف

تصادف جک‌نایفزدن جک‌نایف

تصادف ناگهانی و شدید که در آن تریلر وسیله نقلیه مانند کامیون جمع می‌شود.

A sudden folding crash of a vehicle's trailer, often a truck.

«کامیون روی جاده یخ‌زده جک‌نایف کرد.»

The truck jackknifed on the icy road.

«تصادفات جک‌نایف بسیار خطرناک هستند.»

Jackknife accidents can be very dangerous.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000