در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چاقوی تاشوی با تیغه که درون دسته جمع میشود.
A folding knife with a blade that folds into the handle.
«او یک چاقوی تاشو در جیبش داشت.»
“He carried a jackknife in his pocket.”
«تیغه چاقوی تاشو تیز و قابلاعتماد بود.»
“The jackknife blade was sharp and reliable.”
تصادف ناگهانی و شدید که در آن تریلر وسیله نقلیه مانند کامیون جمع میشود.
A sudden folding crash of a vehicle's trailer, often a truck.
«کامیون روی جاده یخزده جکنایف کرد.»
“The truck jackknifed on the icy road.”
«تصادفات جکنایف بسیار خطرناک هستند.»
“Jackknife accidents can be very dangerous.”