jaw

/dʒɔː/
noun (اسم)commonplural (جمع): jaws

اسم — فک

فکچانه

هر کدام از دو ساختار استخوانی که فک و نگهدارندهٔ دندان‌ها را تشکیل می‌دهند.

Either of the two bony structures forming the framework of the mouth and containing the teeth.

«او در تصادف فکش شکست.»

He broke his jaw in the accident.

«فک از دندان‌ها محافظت می‌کند و به جویدن کمک می‌کند.»

The jaw protects the teeth and supports chewing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mandibleفک پایین

رسمی/فنی. فقط در زمینه‌های علمی استفاده می‌شود و عمدتاً به فک پایین اشاره دارد. در مکالمه معمولی قابل جایگزینی نیست.

Formal/technical. Only used in anatomical or scientific contexts and is more specific to the lower jaw. Not interchangeable in casual speech.

maxillaفک بالا

رسمی/فنی. به طور خاص به فک بالا در زمینه پزشکی اشاره دارد و در زبان روزمره قابل جایگزینی نیست.

Formal/technical. Specifically refers to the upper jawbone in medical contexts, not interchangeable in everyday language.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000