jawing

jaw·ing/ˈdʒɔːɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): jawedpast participle (مفعولی): jawed-ing (حال): jawing3rd (سوم): jaws

فعل — صحبت کردن

صحبت کردنگپ زدن

صحبت کردن یا گپ زدن به طور مداوم، اغلب غیررسمی یا راحت.

Talking or chatting continuously, often informally or in a relaxed way.

«آنها ساعت‌ها درباره خاطرات گذشته گپ زدند.»

They spent hours jawing about old times.

«بس کن این حرف‌زدن‌ها را و شروع به کار کن.»

Stop jawing and get to work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chattingگپ زدن

غیررسمی. معنای خیلی مشابه؛ در مکالمات صمیمانه جایگزین است.

Informal. Very similar meaning; interchangeable in casual conversation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000