verb (فعل)technicalpast (گذشته): jiggedpast participle (مفعولی): jigged-ing (حال): jigging3rd (سوم): jiggs
فعل — ماهیگیری با جیک
ماهیگیری با جیکطرز خاص ماهیگیری
ماهیگیری با استفاده از طعمهای خاص به نام جیک، با حرکت دادن آن به جلو و عقب برای جلب ماهی.
Fishing using a jig, a type of lure, by jerking it repeatedly to attract fish.
«او در رودخانه با طعمه جیک ماهی قزلآلا میگرفت.»
“He was jigging for trout in the river.”
«روش جیک به مهارت و صبر نیاز دارد.»
“Jigging requires skill and patience.”
تفاوت با واژههای مشابه
fishing— ماهیگیری
رایج. اصطلاح کلی برای گرفتن ماهی، اینجا به روش خاص اشاره دارد.
Common. General term for catching fish, here specialized by method.