در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شهری در ایالت راجستان هند.
A city in the Indian state of Rajasthan.
«جوداپور به شهر آبی معروف است.»
“Jodhpur is known as the Blue City.”
«ما در سفرمان به هند از جوداپور دیدن کردیم.»
“We visited Jodhpur during our trip to India.”
نوعی شلوار سوارکاری، که در قسمت ران گشاد و از زانو تا مچ پا تنگ است.
A type of riding breeches, cut flared at the thigh and tight from the knee to the ankle.
«او یک جفت شلوار سوارکاری جدید برای درسهای سوارکاریاش خرید.»
“She bought a new pair of jodhpurs for her riding lessons.”
«شلوارهای سوارکاری برای راحتی و چسبندگی در زین طراحی شدهاند.»
“Jodhpurs are designed for comfort and grip in the saddle.”
نوعی چکمه سوارکاری تا مچ پا، که اغلب با شلوارهای سوارکاری پوشیده میشود.
A type of ankle-high riding boot, often worn with jodhpurs.
«چکمههای سوارکاری جدید او با شلوار سوارکاری چرمیاش ست بود.»
“His new jodhpurs matched his leather jodhpurs.”
«او قبل از مسابقه چکمههای سوارکاریاش را واکس زد.»
“She polished her jodhpurs before the competition.”