joins

/dʒɔɪnz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): joinedpast participle (مفعولی): joined-ing (حال): joining3rd (سوم): joins

فعل — متصل شدن

متصل شدنپیوستن

اتصال یا پیوستن به چیزی یا کسی دیگر.

Connect or come together with something or someone.

«او هر پنجشنبه به باشگاه می‌پیوندد.»

She joins the club every Thursday.

«او دو تکه چوب را به هم می‌چسباند.»

He joins the two pieces of wood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
connectوصل شدن

رایج. معنای مشابه اتصال؛ در بسیاری موارد قابل جایگزینی است.

Common. Similar meaning of linking or uniting; interchangeable in many contexts.

uniteمتحد شدن

رسمی. به هم پیوستن به عنوان یک واحد اشاره دارد؛ کمتر جایگزین است.

Formal. Implies coming together as one; less common interchangeability with 'join'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000