juggled

jug·gled/ˈdʒʌɡəld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): juggledpast participle (مفعولی): juggled-ing (حال): juggling3rd (سوم): juggles

فعل — آکروبات بازی کردن

آکروبات بازی کردنچرخاندن اجسام

چند شیء را پشت سر هم پرتاب و گرفتن، معمولاً برای سرگرمی (زمان گذشته).

Tossed and caught several objects repeatedly, often for entertainment (past tense).

«او در سیرک سه توپ را جفت و جور می‌کرد.»

He juggled three balls in the circus.

«برای سرگرم کردن جمع، آکروبات بازی کرد.»

She juggled to entertain the crowd.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tossedپرتاب کرد

رایج و گاهی به جای جگل به معنای پرتاب برای اجسام استفاده می‌شود.

Commonly used, sometimes interchangeable when referring to throwing objects.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000