در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورتی که نشاندهنده قضاوت درست یا هوشمندی باشد؛ عاقلانه.
In a way that shows good judgment or sense; wisely.
«او پولش را با درایت مدیریت کرد.»
“She managed her money judiciously.”
«در جلسه با دقت کلماتت را انتخاب کن.»
“Choose your words judiciously in the meeting.”
رایج. تقریبا قابل تعویض؛ هر دو نشاندهنده عقل و تصمیمگیری دقیق.
Common. Almost interchangeable; both imply good sense and careful decision-making.