judging

judg·ing/ˈdʒʌdʒɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): judgedpast participle (مفعولی): judged-ing (حال): judging3rd (سوم): judges

فعل — قضاوت کردن

قضاوت کردنداوری کردن

شکل مصدر استمرار فعل 'judge'؛ گرفتن نظر یا نتیجه‌گیری درباره چیزی یا کسی.

Present participle of judge; forming an opinion or conclusion about something or someone.

«او مسابقه را منصفانه قضاوت می‌کند.»

She is judging the competition fairly.

«از روی لبخندش قضاوت می‌کنم که خوشحال است.»

Judging by his smile, he is happy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
evaluatingارزیابی کردن

رسمی. مشابه قضاوت کردن ولی غالباً سازمان یافته‌تر و کمتر شخصی است.

Formal. Similar to judging but often more systematic, less personal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000