judicial

ju·di·cial/dʒuˈdɪʃəl/
judicjudge-ialrelated to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more judicialsuperlative (عالی): most judicial

صفت — قضایی

قضایی

مربوط به دادگاه‌ها یا قضات.

Relating to courts of law or judges.

«سیستم قضایی باید عادلانه باشد.»

The judicial system must be fair.

«تصمیمات قضایی قابل اعتراض هستند.»

Judicial decisions can be appealed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
legalقانونی

متداول. به قانون به طور کلی اشاره دارد و با judicial که به دادگاه‌ها اشاره دارد همپوشانی دارد.

Common. Relating to law broadly, often overlaps but judicial is more specific to courts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000