jump on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/dʒʌmp ɑn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — سوار شدن

سوار شدنبا عجله پریدن روی وسیله

با عجله سوار وسیلهٔ نقلیه شدن.

To get onto a vehicle quickly.

«قبل از حرکت اتوبوس سوارش شو.»

Jump on the bus before it leaves.

«ظهر سوار قطار شدیم.»

We jumped on the train at noon.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — به کسی پریدن

به کسی پریدنفوری انتقاد کردن

بی‌درنگ از کسی انتقاد کردن یا به او حمله کردن.

To criticize or attack someone immediately.

«رئیسم به‌خاطر دیر رسیدنم به من پرید.»

My boss jumped on me for being late.

«برای یک اشتباه فوری سرزنشش نکن.»

Don't jump on her for one mistake.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000