kashmiri

kash·mi·ri/kæʃˈmɪəri/
1adjective (صفت)common

صفت — کشمیری

کشمیری

مربوط به کشمیر، مردم، زبان یا فرهنگ آن منطقه.

Relating to Kashmir, its people, language, or culture.

«فرش‌های کشمیری در سراسر جهان شهرت دارند.»

Kashmiri carpets are famous worldwide.

«او به زبان کشمیری روان صحبت می‌کرد.»

He spoke fluent Kashmiri.

2noun (اسم)commonplural (جمع): Kashmiris

اسم — کشمیری

کشمیری

فردی از کشمیر یا زبان کشمیری.

A person from Kashmir or the Kashmiri language.

«او از تولد کشمیری است.»

She is a Kashmiri by birth.

«آن‌ها در طول جشن به زبان کشمیری صحبت کردند.»

They spoke Kashmiri during the festival.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000