keek

/kiːk/
verb (فعل)informalpast (گذشته): keekedpast participle (مفعولی): keeked-ing (حال): keeking3rd (سوم): keeks

فعل — نگاه سریع داشتن

نگاه سریع داشتننگاه مخفیانه کردن

سریعا یا مخفیانه نگاه کردن

To look quickly or secretly

«او از پنجره نگاهی سریع انداخت.»

She took a keek through the window.

«او به هدیه سورپرایز نگاه مخفیانه‌ای کرد.»

He keeked at the surprise gift.

تفاوت با واژه‌های مشابه
peekنگاه کردن سریع

غیررسمی. به معنای نگاه سریع و معمولاً مخفیانه است؛ بسیار نزدیک به معنی keek.

Informal. Means to glance quickly, often secretly, very close in meaning with keek.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000