keel

/kiːl/
noun (اسم)technicalplural (جمع): keels

اسم — کویل

کویلتیرک کف کشتی

تیرک اصلی سازه‌ای که در کف بدنه کشتی قرار دارد.

The main structural beam along the bottom of a ship's hull.

«کویل کشتی باعث ثبات آن در آب می‌شود.»

The ship's keel keeps it stable in the water.

«آنها کویل آسیب‌دیده را تعمیر کردند.»

They repaired the damaged keel.

تفاوت با واژه‌های مشابه
backboneستون فقرات

مترادف استعاری که اهمیت را نشان می‌دهد، واژه دریایی نیست.

Metaphorical synonym emphasizing importance, not nautical term.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000