kell

/kɛl/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): kelledpast participle (مفعولی): kelled-ing (حال): kelling3rd (سوم): kells

فعل — فریاد زدن

فریاد زدن

بلند صدا زدن یا فریاد کشیدن، به‌ویژه در گویش اسکاتلندی.

To call out loudly or shout, especially in Scottish dialect.

«او برای هشدار به کارگران فریاد می‌زند.»

He kells to alert the workers.

«آنها صدای فریاد او را از دور می‌شنیدند.»

They could hear him kelling from afar.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000