keyless

key·less/ˈkiːləs/
keya device to open locks-lesswithout
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more keylesssuperlative (عالی): most keyless

صفت — بدون کلید

بدون کلید

بدون نیاز به کلید فیزیکی؛ به صورت الکترونیکی یا با کد کار می‌کند

Without the need for a physical key; operated electronically or by code

«اکثر خودروها اکنون سیستم ورود بدون کلید دارند.»

Many cars now have keyless entry systems.

«در آن قفل بدون کلید برای راحتی نصب شده است.»

The door has a keyless lock for convenience.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000