ki

/kiː/
noun (اسم)formal

اسم — کی

کینیروی حیاتی

در فلسفه شرق آسیا، نیروی حیاتی و انرژی زندگی که در همه موجودات زنده جاری است.

In East Asian philosophy, the vital life energy or force that flows through all living things.

«تمرین مدیتیشن به تعادل کی شما کمک می‌کند.»

Practicing meditation helps balance your ki.

«رزمی‌کاران یاد می‌گیرند کی خود را کنترل کنند.»

Martial artists learn to control their ki.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000