kickball

kick·ball/ˈkɪkbɔːl/
kickto strike with the footballa spherical object used in games
noun (اسم)commonplural (جمع): kickballs

اسم — بازی کیک‌بال

بازی کیک‌بال

بازی‌ای شبیه بیس‌بال که توپ با پا زده می‌شود به جای چوب بیس‌بال.

A playground game similar to baseball where the ball is kicked instead of hit with a bat.

«کودکان در زمان تفریح کیک‌بال بازی کردند.»

Children played kickball during recess.

«کیک‌بال در بسیاری از مدارس محبوب است.»

Kickball is popular in many schools.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000