kiddy

kid·dy/ˈkɪdi/
kidchild-dydiminutive/affectionate suffix
noun (اسم)informalplural (جمع): kiddies

اسم — بچه

بچهکودک

اصطلاح غیررسمی برای یک کودک خردسال.

An informal term for a young child.

«منطقه بچه‌ها دارای اسباب‌بازی و بازی است.»

The kiddy area has toys and games.

«او بچه‌اش را به پارک برد.»

She took her kiddy to the park.

تفاوت با واژه‌های مشابه
childکودک

رایج و رسمی. 'kiddy' غیررسمی و مهربانانه است؛ 'child' خنثی.

Common and formal. 'Kiddy' is informal and affectionate; 'child' is neutral.

kidبچه

غیررسمی. هم‌معنی با 'kiddy' ولی کمتر دوستانه است.

Informal. Synonymous with 'kiddy' but used slightly less affectionately.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000