kinks

/kɪŋks/
1noun (اسم)commonplural (جمع): kinks

اسم — پیچ‌خوردگی‌ها

پیچ‌خوردگی‌هاگره‌ها

خم‌ها یا تاب‌های تیز، معمولاً در طناب یا مو، که باعث گره‌خوردگی یا نقص می‌شوند.

Twists or sharp bends, often in ropes or hair, that cause tangles or defects.

«در شلنگ باغ پیچ‌خوردگی وجود دارد.»

There are kinks in the garden hose.

«بعد از شنا سعی کرد گره‌های مویش را باز کند.»

She tried to fix the kinks in her hair after the swim.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tanglesگره‌ها

رایج. گره‌های شل و نامرتب، معمولاً در مو یا نخ.

Common. Messy twists or knots, often in hair or string.

2noun (اسم)commonplural (جمع): kinks

اسم — نقص‌ها

نقص‌هامشکلات

مشکلات یا نقص‌ها در یک سیستم یا روند کاری.

Problems or faults in a system or process.

«باید قبل از راه‌اندازی مشکلات را رفع کنیم.»

We need to work out the kinks before launch.

«ماشین چند نقص دارد که باید برطرف شود.»

The machine has some kinks to fix.

تفاوت با واژه‌های مشابه
glitchesنواقص

غیررسمی. مشکلات یا نقص‌های کوچک.

Informal. Minor problems or malfunctions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000