kinsman

kins·man/ˈkɪnz.mən/
noun (اسم)formalplural (جمع): kinsmen

اسم — خویشاوند مرد

خویشاوند مردعضو خانواده

خویشاوند یا عضو خانواده مذکر.

A male relative or family member.

«او خویشاوند شاعر معروف است.»

He is a kinsman of the famous poet.

«بسیاری از اعضای خانواده برای دیدار جمع شدند.»

Many kinsmen gathered for the reunion.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000