kinky

kin·ky/ˈkɪŋ.ki/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): kinkiersuperlative (عالی): kinkiest

صفت — فر دار

فر دارعجیب جنسی

دارای پیچ و خم یا فر، به ویژه درباره مو؛ همچنین توصیف تمایلات جنسی غیرعادی

Having twists or curls, especially of hair; also describing unusual sexual preferences.

«او موهای فر دارد که نیاز به مراقبت خاص دارد.»

She has kinky hair that needs special care.

«فیلم صحنه‌های عشقی غیرعادی داشت.»

The movie featured kinky love scenes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
curlyفر دار

رایج. درباره موهای فر است و در این مورد با kinky قابل تعویض است.

Common. Refers to hair with curls, interchangeable with kinky when only physical hair is meant.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000