curly

cur·ly/ˈkɜːrli/
curlto form into a curved or spiral shape-yadjective-forming suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): curliersuperlative (عالی): curliest

صفت — فرفری

فرفریمجعدپیچ‌پیچ

دارای فر یا شکلی منحنی.

Having curls or a curved shape.

«او موهای فرفری زیبایی دارد.»

She has beautiful curly hair.

«سگ یک دم فرفری دارد.»

The dog has a curly tail.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wavyموج‌دار

روزمره. شبیه به 'curly' است اما موها یا خطوطی را توصیف می‌کند که پیچیدگی کمتری دارند، بیشتر شبیه موج‌های ملایم. 'موی موج‌دار' کمتر از 'موی فرفری' پیچیده است. آنها متمایز اما مرتبط هستند.

Everyday. Similar to 'curly' but describes less tightly coiled hair or lines, more like gentle waves. 'Wavy hair' is less tightly curled than 'curly hair'. They are distinct but related.

kinkyپیچ‌درپیچ

غیررسمی/عاميانه. موهای بسیار محکم پیچیده یا حلقه‌دار را توصیف می‌کند، اغلب به صورت مارپیچ‌های کوچک و محکم، که معمولاً برای بافت‌های موی خاص استفاده می‌شود. همچنین می‌تواند معنای جنسی داشته باشد، بنابراین با احتیاط استفاده شود. 'موی پیچ‌درپیچ' فرهای بسیار محکم را توصیف می‌کند.

Informal/Slang. Describes very tightly curled or coiled hair, often in small, tight spirals, typically used for certain hair textures. Can also have a sexual connotation, so use with caution. 'Kinky hair' describes very tight curls.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000