wavy

wa·vy/ˈweɪvi/
wavea moving ridge or curve-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): wav·iersuperlative (عالی): wav·iest

صفت — موج‌دار

موج‌دارموهای موج‌دار

دارای خمیدگی‌ها یا موج‌های ملایم؛ صاف نیست

having gentle curves or waves; not straight

«او موهای بلند موج‌دار دارد.»

She has long wavy hair.

«سطح دریاچه در باد موج‌دار شد.»

The lake's surface became wavy in the wind.

تفاوت با واژه‌های مشابه
curlyفر

رایج. 'Curly' به فرهای تنگ‌تر اشاره دارد و 'wavy' به موج‌های نرم‌تر.

Common. 'Curly' is tighter curls, 'wavy' is softer waves.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000