waving

wav·ing/ˈweɪvɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): wavedpast participle (مفعولی): waved-ing (حال): waving3rd (سوم): waves

فعل — سلام دادن با دست

سلام دادن با دستجنباندن دست

حرکت دست به جلو و عقب برای سلام یا علامت دادن.

Moving the hand back and forth to say hello or signal.

«او به دوستانش دست تکان می‌داد برای خداحافظی.»

She was waving goodbye to her friends.

«پرچم در باد در حال تکان خوردن بود.»

The flag was waving in the wind.

تفاوت با واژه‌های مشابه
signalingعلامت دادن

رایج. معنای کلی‌تری دارد از اشاره به افراد دیگر.

Common. Broader than waving, including gestures made to communicate.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000