1noun (اسم)commonplural (جمع): curls
اسم — موی مجعد
موی مجعدفر مو
حلقهها یا مجعدهای مو.
Spirals or ringlets of hair.
«او موی مجعد طلایی زیبایی دارد.»
“She has beautiful golden curls.”
«فرهای موی او هنگام راه رفتن تکان میخورد.»
“Her curls bounced as she walked.”
تفاوت با واژههای مشابه
ringlets— حلقههای مو
رایج. به خصوص حلقههای کوچک و مارپیچ مو.
Common. Specifically small spiral-shaped hair curls.
2verb (فعل)commonpast (گذشته): curledpast participle (مفعولی): curled-ing (حال): curling3rd (سوم): curls
فعل — فر کردن
فر کردنحلقه شدن
به شکل مارپیچ یا منحنی درآوردن یا درآییدن.
To form into a spiral or curve.
«او هر صبح موهایش را فر میکند.»
“She curls her hair every morning.”
«دود به شکل حلقهای به هوا بالا رفت.»
“The smoke curled up into the air.”
تفاوت با واژههای مشابه
twist— پیچاندن
رایج. پیچاندن یا پیچ خوردن به شکل منحنی یا مارپیچ.
Common. To turn or wind something into a curve or spiral.