در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مناسب یا جذاب برای بوسیدن؛ لذتبخش هنگام بوسیدن.
Suitable or attractive for kissing; pleasant to be kissed.
«او گونههایی داشت که خیلی دوستداشتنی برای بوسیدن بودند.»
“She had such kissable cheeks.”
«لبهای نوزاد خیلی جذاب برای بوسیدن به نظر میرسید.»
“The baby's lips looked so kissable.”
رایج. حس محبتآمیز مشابه ولی گستردهتر و نه مخصوص بوسیدن.
Common. Similar affectionate sense but broader, not specific to kissing.