kissable

kiss·a·ble/ˈkɪs.ə.bəl/
kissto touch with the lips-ablecapable of; suitable for
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more kissablesuperlative (عالی): most kissable

صفت — قابل بوسیدن

قابل بوسیدنمناسب برای بوسیدن

مناسب یا جذاب برای بوسیدن؛ لذت‌بخش هنگام بوسیدن.

Suitable or attractive for kissing; pleasant to be kissed.

«او گونه‌هایی داشت که خیلی دوست‌داشتنی برای بوسیدن بودند.»

She had such kissable cheeks.

«لب‌های نوزاد خیلی جذاب برای بوسیدن به نظر می‌رسید.»

The baby's lips looked so kissable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lovableدوست‌داشتنی

رایج. حس محبت‌آمیز مشابه ولی گسترده‌تر و نه مخصوص بوسیدن.

Common. Similar affectionate sense but broader, not specific to kissing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000