kited

/kaɪtɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): kitedpast participle (مفعولی): kited-ing (حال): kiting3rd (سوم): kites

فعل — بادبادک‌بازی کرد

بادبادک‌بازی کردبادبادک را پرواز داد

گذشته فعل kite؛ بادبادک بازی کردن یا پرواز دادن بادبادک.

Past tense of kite; to fly a kite or engage in flying a kite.

«آنها تمام بعدازظهر در پارک بادبادک بازی کردند.»

They kited in the park all afternoon.

«او بادبادک رنگارنگ جدیدش را کنار ساحل پرواز داد.»

She kited her new colorful kite by the beach.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000