kiting

kit·ing/ˈkaɪ.tɪŋ/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): kitedpast participle (مفعولی): kited-ing (حال): kiting3rd (سوم): kites

فعل — بازی بادبادک

بازی بادبادک

بازی کردن با بادبادک برای تفریح.

Flying a kite for recreation.

«آنها بعدازظهر را در پارک با بادبادک بازی کردند.»

They spent the afternoon kiting in the park.

«بازی بادبادک سرگرمی محبوب کودکان است.»

Kiting is a popular pastime for children.

2noun (اسم)common

اسم — پرواز بادبادک

پرواز بادبادکبادبادک‌بازی

فعالیت یا ورزشی که شامل پرواز دادن بادبادک است.

The activity or sport of flying a kite.

«بادبادک بازی نیاز به باد و فضای باز دارد.»

Kiting requires wind and open space.

«او آخر هفته‌ها از بازی بادبادک لذت می‌برد.»

He enjoys kiting on weekends.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000