kitter

kit·ter/ˈkɪtər/
kita set of articles or tools-eragent suffix
noun (اسم)technicalplural (جمع): kitters

اسم — مونتاژکننده کیت

مونتاژکننده کیتبسته‌بندی کننده کیت

فردی که کیت‌ها را مونتاژ می‌کند یا بسته‌بندی می‌کند.

One who or that which kits; a person who assembles kits.

«کیت‌ساز با دقت تمام قطعات هواپیمای مدل را سازماندهی کرد.»

The kitter meticulously organized all the parts for the model airplane.

«کیت‌ساز جدید ما به طور چشمگیری بهره‌وری خط مونتاژ را بهبود بخشید.»

Our new kitter significantly improved assembly line efficiency.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000