kitsch

/kɪtʃ/
noun (اسم)informal

اسم — کیتش

کیتشهنر بی‌مزه

هنر، اشیا یا طراحی که به صورت کم‌ارزش و اغلب به طور عمدی به شکلی زننده یا احساساتی تلقی می‌شوند.

Art, objects, or design considered to be in poor taste, often deliberately tacky or sentimental.

«اتاق با سوغاتی‌های کیتش تزئین شده بود.»

The room was decorated with kitsch souvenirs.

«برخی افراد به طور طعنه‌آمیز از هنر کیتش لذت می‌برند.»

Some people enjoy kitsch art ironically.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tackyزننده

غیررسمی. به ذائقه بد یا ارزانی اشاره دارد؛ شبیه kitsch.

Informal. Refers to poor taste or cheapness, similar to kitsch.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000