kitted

kit·ted/ˈkɪtɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): kittedpast participle (مفعولی): kitted-ing (حال): kitting3rd (سوم): kits

فعل — مجهز کردن

مجهز کردنتجهیز کردن

گذشته فعل kit: مجهز یا تامین کردن با وسایل و ابزارهای لازم.

Past tense of kit: to equip or supply with necessary items or tools.

«تیم با یونیفرم‌های جدید مجهز شد.»

The team was kitted out with new uniforms.

«او خود را برای کوهنوردی تجهیز کرد.»

She kitted herself for hiking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
equippedمجهز شده

رایج. هم‌معنی در بسیاری از موارد برای فراهم کردن تجهیزات.

Common. Synonymous in many contexts referring to providing equipment.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000