در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پرندهای کوچک و بدون پرواز بومی نیوزیلند، دارای منقار بلند و عادتهای شبزی.
A small flightless bird native to New Zealand, having a long bill and nocturnal habits.
«کیوی یک پرنده شبزی است.»
“The kiwi is a nocturnal bird.”
«پرندگان کیوی منحصر به نیوزیلند هستند.»
“Kiwi birds are unique to New Zealand.”
میوهای کوچک و بیضی شکل با پوست قهوهای مودار، گوشت سبز و دانه های سیاه ریز.
A small oval fruit with a brown hairy skin, green flesh, and tiny black seeds. Also called kiwifruit.
«او برای سالاد میوهاش یک کیوی پوست کند.»
“She peeled a kiwi for her fruit salad.”
«کیوی سرشار از ویتامین سی است.»
“Kiwi is rich in Vitamin C.”
یک اصطلاح غیررسمی برای فردی اهل نیوزیلند.
An informal term for a person from New Zealand.
«بسیاری از نیوزیلندیها راگبی دوست دارند.»
“Many Kiwis love rugby.”
«او یک نیوزیلندی است که در خارج از کشور زندگی میکند.»
“She's a Kiwi living abroad.”