kneecapping
اسم — زانو زدن
عمل شلیک کردن به زانوی یک فرد، معمولاً به عنوان نوعی تنبیه یا ارعاب، که اغلب توسط گروههای شبهنظامی انجام میشود.
The act of shooting a person in the knee, typically as a form of punishment or intimidation, often by paramilitary groups.
«زانو زدن پیامی وحشیانه از سوی باند بود.»
“The kneecapping was a brutal message from the gang.”
«او از زانو زدن جان سالم به در برد اما با لنگش راه میرفت.»
“He survived the kneecapping but walked with a limp.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به معنای آسیب رساندن به حدی شدید که باعث آسیب دائمی شود، به ویژه به یک اندام. 'Kneecapping' نوع خاصی از 'maiming' است.
Formal. To injure so severely as to cause lasting damage, especially to a limb. 'Kneecapping' is a specific type of 'maiming'.
رایج. باعث شدن که فرد یا حیوانی قادر به راه رفتن یا حرکت صحیح نباشد. 'Kneecapping' مستقیماً به آسیب فلجکننده منجر میشود.
Common. To cause a person or animal to become unable to walk or move properly. 'Kneecapping' directly leads to crippling injury.
فعل — به زانو شلیک کردن
شلیک کردن به زانوی یک فرد، معمولاً به عنوان نوعی تنبیه یا ارعاب.
To shoot a person in the knee, typically as a form of punishment or intimidation.
«رهبر باند تهدید کرد هر کسی که او را به چالش بکشد، به زانویش شلیک خواهد کرد.»
“The gang leader threatened to kneecap anyone who defied him.”
«آنها او را نکشتند، اما به عنوان هشدار به زانویش شلیک کردند.»
“They didn't kill him, but they kneecapped him as a warning.”
تفاوت با واژههای مشابه
بسیار رایج. 'شلیک کردن' عمل کلی است. 'Kneecap' هدف شلیک را مشخص میکند. 'او به او شلیک کرد' درست است، 'او به زانوی او شلیک کرد' دقیقتر است.
Very common. 'Shoot' is the general action. 'Kneecap' specifies the target of the shooting. 'He shot him' works, 'he kneecapped him' is more specific.
رایج. آسیب رساندن یا صدمه زدن. 'Kneecapping' راهی شدید برای مجروح کردن کسی است. 'او پایش را مجروح کرد' در مقابل 'او به زانوی پایش شلیک کرد'.
Common. To do harm or damage to. 'Kneecapping' is a severe way to injure someone. 'He injured his leg' vs. 'he kneecapped his leg'.