verb (فعل)commonpast (گذشته): kneedpast participle (مفعولی): kneed-ing (حال): kneeing3rd (سوم): knees
فعل — زدن با زانو
زدن با زانوضربه زدن با زانو
زدن با زانو (شکل حال استمراری)
striking or hitting with the knee (present participle)
«او در طول دعوا با زانو به حریف ضربه میزد.»
“He was kneeing his opponent during the fight.”
«بس کن زدن با زانو را!»
“Stop kneeing me!”
تفاوت با واژههای مشابه
striking— زدن
رایج. اصطلاح کلی برای زدن است، kneeing بهطور خاص استفاده از زانو را نشان میدهد.
Common. General term for hitting, kneeing specifies using the knee.