knocking

knock·ing/ˈnɒkɪŋ/
knockto strike a surface to attract attention-ingpresent participle / continuous tense
noun (اسم)common

اسم — کوبیدن

کوبیدنزدن به در

عمل یا صدای زدن به در یا سطح برای جلب توجه.

The action or sound of striking a door or surface to be heard or let in.

«صدای بلند کوبیدن به در بود.»

There was a loud knocking on the door.

«نیمه‌شب صدای کوبیدن شنیدم.»

I heard knocking at midnight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rapضربه زدن

روزمره. ضربه نرم و تیز شبیه به knocking، معمولا روی در یا میز.

Everyday. Similar soft sharp tap, often on doors or tables.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000