know one's way around

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

know one's way a·round/noʊ wʌnz weɪ əˈraʊnd/
phrase (عبارت)common

عبارت — راه‌وبلَد بودن

راه‌وبلَد بودنوارد بودن

با یک مکان آشنا بودن یا بلد بودن که کاری را چطور انجام دهند.

To be familiar with a place or know how to do something competently.

«او راه‌وبلَدِ شهر است.»

She knows her way around the city.

«او کار با کامپیوتر را خوب بلد است.»

He knows his way around a computer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000