know no bounds

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/noʊ noʊ baʊndz/
phrase (عبارت)literary

عبارت — حد و مرزی نداشتن

حد و مرزی نداشتنبی‌کران بودن

هیچ حد و مرزی نداشتن، به‌ویژه از نظر مقدار یا شدت.

To have no limits, especially in amount, intensity, or extent.

«سخاوت او حد و مرزی ندارد.»

Her generosity knows no bounds.

«کنجکاوی آن کودک حد و مرزی نداشت.»

The child's curiosity knew no bounds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000