verb (فعل)commonpast (گذشته): ladledpast participle (مفعولی): ladled-ing (حال): ladling3rd (سوم): ladles
فعل — ریختن با ملاقه
ریختن با ملاقهسرو کردن
گذشته فعل ladle؛ ریختن یا سرو کردن مایع با استفاده از یک ملاقه.
Past tense of ladle: to serve or pour liquid using a ladle.
«او سوپ را در کاسهها ریخت.»
“She ladled soup into the bowls.”
«آشپز سس را روی گوشت ریخت.»
“The cook ladled sauce over the meat.”
تفاوت با واژههای مشابه
scooped— کنده کرده
رایج در محاوره برای برداشتن مایع یا غذا.
Common in informal contexts for taking out liquid or food.