ladled

lad·led/ˈlædld/
ladlea large spoon for serving liquid-edpast tense suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): ladledpast participle (مفعولی): ladled-ing (حال): ladling3rd (سوم): ladles

فعل — ریختن با ملاقه

ریختن با ملاقهسرو کردن

گذشته فعل ladle؛ ریختن یا سرو کردن مایع با استفاده از یک ملاقه.

Past tense of ladle: to serve or pour liquid using a ladle.

«او سوپ را در کاسه‌ها ریخت.»

She ladled soup into the bowls.

«آشپز سس را روی گوشت ریخت.»

The cook ladled sauce over the meat.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scoopedکنده کرده

رایج در محاوره برای برداشتن مایع یا غذا.

Common in informal contexts for taking out liquid or food.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000